محمد مهدى ملايرى

145

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

گوشهء جهنم به گوشه‌اى ديگر از آن نقل مكان كرد . نام او مهيار و نام پدرش مرزويه بود و پس از اسلام پسرش را حسن ناميد و خود به كنيهء ابو الحسن خوانده شد . وى در شعر و فنون آن شاگرد شريف رضى بود و شايد اين هم يكى از علتهائى بوده كه او به اين خاندان تا آن‌حدّ ارادت مىورزيده است . ديوان او در چهار مجلّد به طبع رسيده و بيشتر قصائد او در مدح پادشاهان و امراى آل بويه و وزراى ايشان است . به‌خصوص در تهنيت عيد نوروز و مهرگان قصائد فراوانى در ديوان او ديده مىشود . مهيار در قصائد خود گاهى اصل و نسب ايرانى خود و سوابق تاريخ قوم خود را مىستوده و پس از گرويدن به اسلام ، اين دين را هم يكى از افتخارات خود مىشمرده است ، بىآنكه اصل و تبار خود را فراموش كند . چنان كه در قصيده‌اى در همين زمينه با اشاره به اين دو امر و فخر به آنها گويد : قد قبست المحد من خير اب * و قبست الدين من خير نبى و ضممت الفخر من اطرافه * سؤدد الفرس و دين العرب مهيار در سال 428 هجرى بدرود زندگى گفته است « 1 » آخرين نمونه‌اى را كه مىتوان در اينجا ذكر كرد و با او اين فهرست را تا قرن پنجم هجرى به پايان آورد بهمنيار پسر مرزبان صاحب كتاب فلسفى معروف « التحصيل » و شاگرد برجستهء شيخ رئيس ابو على سينا است كه در سال 458 هجرى و درست 30 سال پس از وفات استادش ابو على سينا وفات يافته است . وى از خاندانى زردشتى بوده و كتاب « التحصيل » را به نام ابى منصور بن بهرام بن خورشيد بن يزديار مجوسى خال خويش كرده است « 2 » و چنان كه بعضى نوشته‌اند خود او هم نخست زردشتى بوده و بعد مسلمان شده ولى بعضى ديگر از اسلام او يادى نكرده‌اند .

--> ( 1 ) - ابن خلكان ، وفيات ، 1 / 441 . ( 2 ) - دهخدا ، لغت‌نامه در « ابو الحسن بهمنيار » .